تبلیغات
کویـر کوچــــــــــــــک من
شنبه 22 مهر 1396

به ابله ترین جنایتکار جهان ....

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    

آپلود عکس



....
کوچکتر از آنید که مرا زیر و رو کنید
حتی اگر هر آنچه که دارید رو کنید

کوچکترید از آن که بدانید من کی ام
از کوه ها نام مرا پرس و جو کنید

ای باد های سرد مخالف منم درخت
باید که ریشه های مرا جستجو کنید

ای باد های سرد مخالف من ایستادم
این سینه ام که خنجرتان را فرو کنید

بر من مباد تیغ شما زخمی ام کند
شاید به خواب مرگ مرا آرزو کنید

من ریشه در شقایق پر خون نشانده ام
گلهای سرخ باغ من را خوب بو کنید


کامران رسول زاده

 

 


شنبه 22 مهر 1396

چو ایران نباشد تن من مباد

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    

آپلود عکس


ندانی که ایران نشست   منست

جهان سر به سر  زیر  دست ِ منست

هنر   نزد  ایرانیان  است و  بـــس

ندادند   شـیر    ژیان     را    بکــس

همه   یکدلانند   یـزدان   شناس

بـه   نیکـی  ندارنـد  از  بـد   هـراس

دریغ است ایـران که ویـران شــود

کنام     پلنگان   و  شیران    شــود

چـو ایـران نباشد  تن  من مـبـاد

در این بوم و بر زنده یک تن مباد

همـه روی  یکسر  بجـنگ  آوریــم

جــهان بر   بـداندیـش   تنـگ آوریم

همه سربسر تن به کشتن دهیم

بـه از آنکه  کشـور به دشمن دهـیم

چنین  گفت  موبد   که مرد   بنام

بـه از زنـده  دشمـن بر او  شاد  کام

اگر  کُشــت  خواهــد  تو را روزگــار

چــه  نیکــو تر  از  مـرگ  در کـــار زار

************

به هر جا که هستید خروش آورید

جهنده جهان را به جوش آورید

 

همه یک به یک مهربانی کنید

به کل جهان پاسبانی کنید

 

به صلح جهانی بکوشید سخت

به فر جهان باور نیک بخت

 

جهان را بسازید همچون بهشت

مگوئید هرگز سخن های زشت

 

بگوئید این جمله درگوش باد

چو ایران نباشد تن من مباد


یکشنبه 10 بهمن 1395

فداکاری

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    


موندم از کجا شروع شد؟

که تو رو دوباره دیدم

هنوز از راه نرسیدم

به ته قصه مون رسیدم

یکی جز من تو دلت بود

واسه این بود برنگشتم

وقتی لبخندت و دیدم

حتی از خودم گذشتم

این فداکاری من رو دیگه جز من کی می دونه؟

جز تویی که خوبیامو دیگه یادت نمی مونه؟؟

شاید اصلا دیگه یادت بره که مثل قدیم جون منی

ولی یادت نره خوشبختی الانتو مدیون منی

 

وقتی محتاج تو بودم تو فداکاری نکردی

حال و روز منو دیدی اما باز کاری نکردی

شونه خالی کردی از من

با هزار عذر و بهونه

درد و دل کردم دوباره

با در و دیوار خونه

 


شنبه 9 بهمن 1395

دروغ

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    


تو که از اولشم جای من یکی دیگه توی قلبت بود

نگو به من که تو هر کار کردی درسته... نگو حقت بود

تو که از اسمم و عشقم و حسم و قلبم، دلتو کندی

به چشای منِ سادۀ بی کس تنها، داری می خندی

همیشه دروغ می گفتی واسه من می میری

بگو عاشقم نبودی... تو که داری میری

به خدا همش دروغه که منو دوست داری

تو که روی قلب من این جوری پا میذاری

بگو این دروغ دوست داشتنیو این بارم

باز بگو بی تو می میرم ... بگو دوست دارم

من که این همه دروغ تو رو باور کردم

یه دفعه دیگه بگو، بگو که برمی گردم

 

تو که از اون همه حرفهایی که به تو گفتم،

چیزی یادت نیست

تو که میذاری میری و من اینجا می مونم،

با چشای خیس

تویی که ازم گذشتن آسونه واست،

مثل بازیچه م

چه جوری بهم می گفتی که مثل قدیما،

عاشقت میشم

 

پاشایی




ﺩﯾﺮ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼ ...

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﯾﺮ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺭﯼ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺁﻣﺪﻧﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺧﺸﮏ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ ، ﺩِﻕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ...

ﺩﯾﺮ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻦ ﺗﻨﻮﻣﻨﺪﺕ ﺩﺭﻭﻥ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ،ﮐﻢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ،ﺗﺎﺯﻩ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ

ﺩﯾﺮ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼ ﭘﺪﺭ ، ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ....

 

ﺍﻣﯿﺪ  ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻠﯽ


تعداد کل صفحات: 267 1 2 3 4 5 6 7 ...