تبلیغات
کویـر کوچــــــــــــــک من - وقت کم بود
یکشنبه 1 فروردین 1395

وقت کم بود

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    


یه برقی توو نگام بود که ندیدی

یه حرفی توو دلم بود که نگفتم

تو میرفتی چشام سیاهی می رفت

به دیوار تکیه دادم که نیفتم

 

تلاش من همیشه بی ثمر بود

چقدر حسرت کشیدم، داغ دیدم

توو شبهای تمام مردم شهر

چقدر رویای بی چراغ دیدم

 

برای من همیشه وقت کم بود

برای با تو بودن وقت کم بود

توو روزایی که ما زندگی کردیم

همیشه آدم خوشبخت کم بود

 

کنارت تو چقدر آروم بودم،

 کنار من چقدر بی تاب بودی

چقدر دیر اومدی و زود رفتی،

توو بیداری همیشه خواب بودی

 

چه بی رحمانه میرفتی

با اینکه میدونستی بهت دل بسته بودم

درست وقتی ازم جدا شدی که

بسختی از درون شکسته بودم

 



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.