تبلیغات
کویـر کوچــــــــــــــک من - خلاصم کن
سه شنبه 18 خرداد 1395

خلاصم کن

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    


هی بسه برو بیرون

از این ذهن در و داغون

دیگه حتی نمی خوام بشنوم یک لحظه حرفاتو

دیگه دست از سرم بردار

دارم یخ میزنم انگار

چرا مثل خوره افتادی روی نعش این مردار

نمی بینی زمستونه، تنم بدجوری عریونه

نمی بینی که دستام و پاهام خوابیدند انگاری

برو بیرون صدای بد

نوید زنده بودن نیست

بذار آروم بگیرم زیر این آواز

یه عمره توی مغزم جاریه حرفات

شبیه آینه های دق ... مثل تنهایی و هق هق

دیگه بسه خلاصم کن ... دیگه بسه خلاصم کن

خلاصم کن از این وحشت

خلاصم کن از این حسرت

از این روزای بی تو سرد و تکراری

از این شب بردگی و روز مرگی هام

از این بی تو... خلاصم کن.

 

کامران رسول زاده

 



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.