تبلیغات
کویـر کوچــــــــــــــک من - ما را درست قضاوت کنید!
یکشنبه 25 مهر 1395

ما را درست قضاوت کنید!

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    




ما از نسلی متفاوت هستیم!

نسلی که دیگر تکرار نمی شود...

ما ، هم بوی خزینه و آب انبار حمام‌های عمومی یادمان است و هم بعدِ گذر از دوران پسا توی جوب آب شنا کردن ، دوران ماساژ انسان در جکوزی را به چشم دیده ایم...!

ما همانهایی هستیم که با ژیان دایی جان رفتیم سیزده بدر و چند سال بعد توی خیابانهای تهران ناباورانه و با دهانی باز ماشین بوگاتی را دیدیم!

پس قدر ما را بدانید!

ما همانهایی هستیم که از بازی هفت سنگ و کوبیدن کف دست روی عکس آدامس فوتبالی گذشته ایم و به بازی {اساسی ان کریدیونیتی} هم پشت پا زدیم...

ما نسلی هستیم که سینه جاهل‌های فیلمهای مسعود کیمیایی تا فرم فاق شلوار محمدرضا گلزار را پاییده ایم!

و از نعره‌های لوتی‌های توی فیلم فارسی تا صدای عشوه‌های پسران دخترنمای این سالهای سینمای ایران را شنیده ایم.

ما نسل عجیبی هستیم که دیروز با پول{ سکه دوزاری } ارتباط تلفنی برقرار میکردیم و امروز

{ ناگهان }

با تلفن همراه پول را جابجا میکنیم...

 

ما استثنائیم...

نسل قبل از ما اینچنین نبود!

ونسل بعد از ما هم اینچنین نخواهد بود...

از داشتن ساعتی که با اثر گاز دندان روی مچ دست و کشیدن عقربه آن با خودکار بیک ایجاد می‌شد تا عینک گوگل راه طولانی بود که ما را یک شبه بردند!

نسل قبل از ما رفتند و اینهمه اتفاقات عجیب و غریب دنیای مدرن را ندیدند و نسل بعد از ما می‌آیند در حالیکه به علت استفاده از رایانه در کلاس ها هیچ حسی نسبت به بوی دفترهای نو در اول مهر ندارند!

ما نسل خوبی بودیم!

به خدا خیلی خوب بودیم، اما در ازای اینهمه خوبی پر شدیم از پارادوکس!

بچه که بودیم دست به هر کاری نزدیم گفتند تو دیگر بزرگ شدی باید دل به دریا بزنی!

و ما هنوز شنا کردن بلد نبودیم و بزرگ که شدیم دست به هر کاری زدیم گفتند نکن اینکارها را تو هنوز بچه ای!

قدر ما را بدانید که در جهان دیگر چنین نسلی که هم جواد یساری را درک کرده باشد و هم جاستین را ، نخواهد آمد!

به فریادمان برسید ما درون چالشی بسیار بزرگتر از چالش آب یخ گیر کرده ایم!

ما در چالش بین معنی کلمات گرفتاریم!

ما بامرام و لوتی و بامعرفت بودیم و ناگهان دیدیم که باید برای به روز بودن "عجق " بود!

 

ما بچه های "ما کار و اندیشه" سر به کار بودیم و تابستانهایمان به میوه چینی از باغ‌های مردم و بیل زدن سرِ زمینی که از خودمان نبود گذشت و ناگهان توی چند تابستان بعد با تور سفر به تایلند مواجه شدیم!

به خدا ما کم گناه تریم از آنانکه ما را به مسلخ هویت سنتی‌مان بردند و ناگهان سطل آب سرد دنیای باصطلاح پیشرفته را آنچنان ریختند روی سرمان که از شدت سرما به "نفس نفس" افتادیم و تازه آنموقعی بود که فرمان آمد که "نفس ممنوع "!

درحالیکه ما مست بودیم از طعم جدید دنیای مدرن و گروپ!

آیندگان ، لطفا شما ما را درک کنید...

ما به چالش دعوت شدیم بدون اینکه بدانیم معنی "چلنچ" ، "چالش" نیست و حتی بدون اینکه بدانیم معنی "چالش" چیست؟

 

آیندگان ، شما قضاوت کنید مشکل چه بود؟

و هر چه بود از کجا بود؟

اما حداقل شما درمورد ما درست قضاوت كنید.....


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.