تبلیغات
کویـر کوچــــــــــــــک من - نگارا نگارا
جمعه 14 آبان 1395

نگارا نگارا

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    


نگارا نگارا مرو از برم

به فصل شکفتن مکن پرپرم

همه هستی من ز عشق تو سوخت

مزن تیشه بر ریشه و پیکرم

خیال رُخت گشته رویای دل

شده غرق مهرت سر و پای دل

چو عاشق شدم خون شدم سوختم

دلم وا دلم وا دلم وای دلم

به جادوی چشم تو شیدا شدم

ز خود گم شدم در تو پیدا شدم

من آن قطره بودم که با موج عشق

در آغوش مهر تو دریا شدم

به دنبال خود در سراب فزون

کشیدی دلم را به دریای خون

تو رفتی و من مانده ام با غمت

گرفتار رنج و عذاب و جنون

کجا ماندی ای لیلی قصه ها؟

که مجنون شده کوهی از غصه ها

برو ای کبوتر به یارم بگو

فتادم ز پا بی وفا بی وفا

گل گریه روید ز چشم ترم

ندانی چه آورده ای بر سرم

فتاده به دوشم غم روزگار

دلم گشته بازیچه ی انتظار

 

اسحق انور 


زهرا
جمعه 14 آبان 1395 07:11 ب.ظ
سلام خسته نباشید
پاسخ hamzeh savaedi : سلام دوست عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.